عاشقانه
من بهترینم و لایق بهترین ها و کسی که با من نموند پس حتما بهترین نبود چون بهترین ها مال منن، پس نوشته هام مخاطب خاص نداره چون کسی رو در حدی نمیبینم که بخام بخاطر رفتنش خودمو ناراحت کنم، به قول رضا صادقی کسی اونقد ارزش نداره که بخام بخاطرش تا آخر عمرم مشکی بپوشم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 22:14  توسط علی  | 

در پی درخواست های بیش از حد شما عزیزان وبلاگ جدید بنده در لحظه ی تحویل سال نو تاسیس گردید و انشاالله تلاش خواهد شد تا هر روز آپ شود هرچند آپ کوتاه 

امید است با نظرات سازندتون باعث دلگرمی بنده شوید

Bibilibibili2.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه یکم فروردین 1393ساعت 0:30  توسط علی  | 

دوستای عزیزی که برام کامنت گذاشته بودین اگه میبینید کامنتاتون حذف شده معذرت میخام بخاطر دلایل شخصی و امنیتی بوده و دوستای عزیزی که میخاین کامنت بزارین معذرت میخام که نمیتونم تایید کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 0:0  توسط علی  | 

روض محندصو خودم به خودم اض سمیم گلب و اظ طه دل طبریک میفرمایم و اظ خداوند برای خودم عمری تولانی و با شرف خاصطارم انشاالله پله حای طرقی رو یکی یکی پشط صر بگزارم و بطوانم فردی مفید برای جامعه و خودم باشم.

امصال مطاصفانه کصی بحم طبریک نگفط بجظ آقایون: چ، ه، ع، ف، ق، ص، م، ش، ب، ز، ا، و خانم حا: ی، م، پ، ش، و هطی کصی که ازش شدیدا انطضار داشتم اونم بحم طبریک  نگفط

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 23:28  توسط علی  | 

من بهترینم و لایق بهترین ها و کسی که با من نموند پس حتما بهترین نبود چون بهترین ها مال منن، پس نوشته هام مخاطب خاص نداره چون کسی رو در حدی نمیبینم که بخام بخاطر رفتنش خودمو ناراحت کنم، به قول رضا صادقی کسی اونقد ارزش نداره که بخام بخاطرش تا آخر عمرم مشکی بپوشم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 23:9  توسط علی  | 
بعد از تو فكر نكن به دنبال انتقام خواهم بود، برعکس، كسی را كه وارد زندگيم ميشود آنقدر خوشبخت ميكنم كه هر روز از اين كه به جايش نيستی احساس مردن كنی  
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 23:8  توسط علی  | 

به بعضیا بایدگف،میخای بری؟؟دو دقیقه صبر کن تا جایگزینتو ببینی بعد هرییییی...

به بعضیا بایدگف،میخای بری؟؟خوب به درک...

به بعضیا بایدگف،حرفت درست ما لاشی، اما تو که از خداته دوباره با ما باشی...

به بعضیا بایدگف،مقصر خودمم تو عددی نبودی اما من به توان رساندمت...

به بعضیا بایدگف،تو که ادعا داری همه دنبالتن یادت باشه جنس ارزون زیاد مشتری داره...

به بعضیا بایدگف،کنارم گذاشتی که تلخم کنی...شدم شرابی ناب حالا حسرتم را بکش...  

به بعضیا بایدگف،عزیزم من کارگردان همون فیلمیم که تو داری برام بازی میکنی...

به بعضیا بایدگف،ازم خاستی فراموشت کنم؟تو ارزش به یاد موندن داشتی کثافت؟؟؟

به بعضیا بایدگف،ورژن جدید لاشی بازی اومده،نصبش کن جا نمونی...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 22:59  توسط علی  | 
 هی لعنتی!

 

بیا با هم بازی کنیم؛تو تمام پاکت های سیگارم را بشمار و من هم شماره غریبه های داخل گوشی ات را...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 19:30  توسط علی  | 
اگه به سگ استخون بدی دورت میگرده،لعنتی من به تو دل داده بودم
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 19:21  توسط علی  | 
امروز یکی بهم گف بچه ی تبریزی منم ی کشیده خابوندم رو صورتش و گفتم داداش تبریز بچه نداره تبریزیا مردن اگه دنبال بچه هستی برو تهران،به نظرتون کار بدی کردم آیا؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 0:6  توسط علی  | 

به سلامتی اون سربازی که تو ایست بازرسی از ماشینم مشروب پیدا کرد اما به فرماندهش نگفت،یواشکی در گوشم گفت یک پیکم بزن بسلامتی عشقم،امروز عروسیشه...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 11:29  توسط علی  | 

 

روزی که مرد شدم

بالاخره خدمت مقدس سربازی با همه ی سختیا و...تموم شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 16:54  توسط علی  | 
 

مقصر کیست؟؟؟ "عادلانه قضاوت کنید"

همه ی ما هر کاری دوس داشته باشیم انجام میدیم بدون فکر کردن به عاقبتش و حتی بدون در نظر گرفتن خدا و همه ی شیرینیاشو سهم خودمون میدونیم و میذاریم به حساب درس تصمیم گرفتن خودمون اما وقتی کوچکترین مشکلی پیش میاد میگیم خدا چرا این کارو با من کردی؟؟؟و خدارو مقصر میدونیم و گاهی به نشانه ی اعتراض به خدا حتی باهاش قهر میکنیم...

چن ماه پیش دختری اومد جایی که من خدمت میکنم و قضییش اینچنین بود...

دختره اسمش الهه بود و ۵ سال بود با پسری به نام محمد دوست بود و مثلا که عاشق هم بودن و قرار بود یک هفته بعد محمد به خواستگاری الهه بره اما اونروز محمدو به اتهام سرقت گرفته بودن و آقا محمد به ۱۵ فقره دزدی نیز اعتراف داده بود حالا الهه پاشو کرده بود تو ی کفش که نمیتونه از محمد جدا شه و میگف ما عاشق همیم و محمدو خدا زده بابا اولا اگه محمد عاشق تو بود حاضر میشد بخاطرت کارگری کنه اما دزدی نکنه و دوما اگه خدا زده بود ۱۵ بار قبلیرو کی زده بود سوما مگه خدا بیکاره که بخاد بنده هاشو بزنه؟؟ الهه خانم ببین خدا تو رو چقد دوس داشته که درس ی هفته قبل بدبخت شدنت چهره ی اصلیه آقا دزده رو برات نشون داده و مطمین هستم که قبلشم گوشه ای از چهره ی اصلیشو نشونت داده بود اما اونقد عاشق و کورش بودی که نخاسته بودی ببینی و خودتو زده بودی به اون راه و کاری کرده بودی که دیگه خدا خاسته بود حرفی واسه بعد نمونه با وجود اینکه میدونس آقا محمد دزده اما باز جلو روی مامانش واستاده بود و میگف میخام با محمد عروسی کنم حالا که شهوت و هوا و هوس جلو چشای کور شده ی الهه رو گرفته و به هر نحوی میخاد باهاش ازدواج کنه یکی دوسال بعد هر مشکلی که پیش بیاد الهه خانم میگه خدا چرا اینکارو با من کردی؟خدا چرا منو بدبخت کردی؟و مقصر اصلی خدارو میدونه و میگه خدا تو که میدونستی این اینجورییه چرا کاری نکردی که من ازش جدا شم...بابا خدا چیکار کنه؟؟؟چطوری باید جلوی ازدواجتو میگرفت؟؟؟و مثلا الهه خودشو عاشق میدونه درحالی که به این نمیگن دوس داشتن و عشق و عاشقی به این میگن کوری و دیوانگی و هوس بازی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 14:46  توسط علی  | 
 

تسلیت میگم پدرم مادرم داداش گلم

خدایا آنچه را که حتی فکر کردنش دور از عقل آدمهاست را بر سر ما آوردی

به چه دلیل؟؟؟

امروز دهمین روز ماه مبارک رمضان بود اما وقتی واسه سحری بیدار شدیم

دقیقاساعت سه بود که متوجه اتفاقی شدیم که  کاش میمردم و همچین

اتفاقیرو نمیدیدم اتفاقی که همه ی اعضای خونوادمو به گریه انداخت و

هممونو داغدار کرد و تا آخر عمرمون خواهیم سوخت اتفاقی که باعث شد تو

یه روز سه بار مامانمو به بیمارستان ببریم و سرم بزنن اتفاقی که حتی

پدرمو با تمام مرد بودنش به گریهانداخت.

خدا صبرتون بده پدر و مادرم

تسلیت میگم داداش گلم

آروم باش خواهر مهربونم

بسوز دلم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392ساعت 16:15  توسط علی  | 

 

سلام امروز روز تولدم بود تولد خودمو به خودم تبریک میگم

 اما متاسفانه امروز ساعت ۱۲.۳۰ بنابه دلایلی تو بیمارستان بستری شدم تو ی شهر غریب نه کسی هست بیاد عیادتم نه کسی هس تولدمو تبریک بگه تازه باید ۸ روز تو این خراب شده بمونم بیمارستان ۵۶۰ ارتش گرگان چقد سخته روز تولدت...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 14:55  توسط علی  | 

علی سرباز میشود

سلام ۶ ساعت و ۳۸ دقیقه ی دیگه من رسما سرباز میشم از بچگی عاشق سربازی بودم البته عشق به شهادتم هم خیلییییی هست اما حیف که الان جنگ نیس و حتی اگه بود هم فک نکنم لیاقت شهید شدنو داشتم...کاش روزی بشه که من پیش مرگ رهبرمون بشم کاش بشه خدا از عمر من کم کنه و به عمر آقامون آیت الله خامنه ای بذاره...

راستی امروز رفتم سرمو کچل کردم جاتون خالی اونقد زشت شدممم

اگه اومدین کامنت گذاشتین دیر جواب دادم ناراحت نشینا چون نیستم فعلا تا وقتی که مرخصی بدن

این گل زیر پای دوستایی که بهم سر میزنن

این گل هم تقدیم به رهبر آزاده های اسلام، آقای خامنه ای

این گل تقدیم به رییس جمهور شجاع و نترس کشورمان

و بااجازتون این گلم تقدیم به خودم چون میرم از مملکتم دفاع کنم، چون سربازآقا میشم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 0:22  توسط علی  | 

او هم رفت

چون فهمید دوسش دارم تنهام گذاشت...

کار دنیا اینه اگه نگی دوست دارم میگه واست مهم نیستم...

اگه بگی دوست دارم تنهات میذاره...

در غم از دست دادن او یک دقیقه شما سکوت کنید و یک عمر من...

تو ۲۴ سال زندگیم اینو فهمیدم:

هر چقد از آدمها دوری کنی دنبالت میان اما اگه بخوای نزدیکشون بشی ازت فرار میکنن اگه باهاشون خوب باشی باهات بد میشن اگه باهاشون بد باشی و بهشون بدی کنی عاشقت میشن اگه فرصت های زندگیشونو ازشون بگیری دیوونت میشن اگه راه و چاهو نشون بدی مستقیم میرن تو چاه چون فک میکنن اگه برن تو راه واسه تو سودی دارن...بهشون بی محلی کنی میمیرن برات...اگه بفهمن باهاشون رک و راستی ازت سیر میشن اگه بفهمن بهشون خیانت کردی و با یکی دیگه هستی محبتشون بهت زیاد میشه...اگه درکشون کنی پررو میشن اگه درکشون نکنی درکت میکنن.بگی دوست دارم میگن دروغه بگی عاشقتم میگن مغزمون پر ابن حرفاس...پس بهتره بگی خداحافظ عاشقی خداحافظ عشق

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 2:36  توسط علی  | 

photofunia-67213b.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:38  توسط علی  | 
 

داستان زندگی من در ادامه ی مطالب 

هنوز لیلی و مجنون هست هنوز عشق هست اما زمانی مجنون را خواهیم دید که خودمان لیلی باشیم و زمانی لیلی را خواهیم دید که مجنون باشیم

عشق دروغ نیست عشق کشک نیست زمانی معنی عشق را خواهیم فهمید که به سادگی به یکی نگوییم عاشقتم و دوستت دارم

 عشق مقدسه اما زمانی که عشق واقعی باشه نه بخاطر هوا و هوس و یا تیغ زدن

بی تو تحمل میکنم به هر سختی ... به شرطی که بدانم شاد و خوشبختی

کسی میتونه خوشبختت کنه که عاشقت باشه نه کسی که عاشقش باشی

 

 زندگی من..( در ادامه ی مطالب)

 

      

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 12:51  توسط علی  |